| خانه | انبار مهمات | بی سیم چی |
|
جرعه نوش مِي اَلَست
جرعه نوش مِي اَلَست نفس نفس اگر از باد نشنوم بويت زمان زمان چو گل از غم كنم گريبان چاك خوب شد. يعني بهتر از اين نمي شد. براي مثل تويي مردن در بستر به ننگ مانندتر بود تا به مرگ. تو بايد پيش تر و در آن غوغاي هشت ساله مزد كرور، كرور خلوص پاكت را از حضرت جل و علا مي گرفتي و تا بيكران هاي عشق پرمي كشيدي و جرعه نوش مي الست از دست دلبر مي شدي و عرشي مي شدي و آسماني و كبريايي و بر ما زمينيان و بر جاي ماندگان رشك مي بردي ولي گويا تقدير الهي بر اين قرار گرفته بود تا چندي ديگر ملازم ركاب اسلام و انقلاب و ايران بماني و در كسوت فرمانده نيروي هوايي و زميني سپاه منشأ خدمات منحصر به فرد و به يادماندني شوي و در زلزله ويرانگر بم در نجات زلزله زدگان سر از پا نشناسي و يك صد ساعت بيدار بماني و خواب در مقابل چشمان هميشه بيدار تو سر تسليم فرود بياورد و فقط از هوش رفتن بتواند براي ساعاتي كوتاه تو را از تقلاي خدمت بي منت بازدارد. وقتي شنيدم كه تو در كمال گمنامي و تواضع ميدان دار اصلي امداد و نجات در چهار روز نخست زلزله بم بودي، هيچ تعجب نكردم چرا كه از سبيل اخلاص و جوانمردي و ايثار جز اين انتظاري نمي رفت و كسي چه مي داند كه تو در آن صد ساعت بيداري چه حالي داشتي و چه حالي كردي و چه كيفي مي كردي از اينكه حنجره ات از تك و تا افتاده بود و حريف عزم جزم تو نمي شد و كم مي آورد و من چه غبطه ها كه نخوردم به حال و روز تو. و اينكه مي ديدم تو چقدر از فرش كنده اي و درحال عرشي شدن هستي. راستي را كه تو خستگي را خسته كرده بودي! وقتي ديروز از سعيد ـ يادگار تو ـ شنيدم كه شب قبل از پركشيدنت تجديد ديداري داشتي با ياد رفقاي رفته مان ناخودآگاه به ياد حرف هايت در حلقه دوستان و همرزمان در نيمه ماه مبارك رمضان افتادم و حس و حال عجيب تو كه بوي رفتن و كندن و پر كشيدن مي داد. آن شب وقتي تو از باكري مي گفتي و چگونگي شهادتش، رنگ و بوي شهيد گرفته بودي و اين نه برداشت فردي من كه وردزبان همه رفقا بود و براي همه ما مسلم شده بود كه ديري نخواهد پاييد كه ما از فيض حضور تو محروم مي شويم و تو به آرزوي ديرينه ات نائل مي شوي و قدم به محفل انس ياران آسماني ات مي گذاري. تمامي گل هاي اين دسته گل از قبيله شقايق ها بودند كه در فصل لبيك با معرفت به رفيق اعلي پيوستند. طوبي لهم و حسن مآب |+| نوشته شده توسط جامانده ای از قافله عشق در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387 و ساعت 8:22 |
|
درباره وبلاگ
![]() نام:احمد
شهرت : کاظمی تاريخ تولد : 2 مرداد 1337 تاريخ شهادت : 19 دي 1384 محل شهادت : اروميه نحوه شهادت : سانحه هوايي مسئوليت : فرمانده نيروي زميني سپاه منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
آبان 1387مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 مرداد 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آبان 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 خرداد 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 یاران ناب
رقعهپلاک فوران یا حنان طاماتیان بی معرفت بچه شهید نسل سوم حرف حساب "مجنون ولایت" مسعود ده نمکی سایت خبری قاصدک .:: حاج احمد کاظمی ::. شبکه مذهبی در انتظار یار سایت علمی دانشجویان ایران یا فاطمه من عقده دل وا نکردم سرلشکر شهیدحاج احمد کاظمی سنگ فرش خیال حاج سعید حدادیان موج مرده با یک کلیک به کربلا برویم با یک کلیک به نجف برویم دیوانه دل قافله شهدا نسیم یاد معبود در کویرستان جان حجاب قلم پرس قالب های حرفه ای وبلاگ ابزار وب فارسی امکانات
|
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar |