| خانه | انبار مهمات | بی سیم چی |
|
مناجات
اعددت لکل هول لااله الا الله و لکل هم و غم ماشاالله و لکل نعمة الحمدلله و لکل رخاء الشکرُ لله و لکل اعجوبة سبحان الله و لکل ذنب استغفرالله و لکل مصیبة انا لله و انا الیه راجعون و لکل ضیق حسبی الله و لکل قضاء و قدر توکلت علی الله و لکل عدو اعتصمتُ بالله و لکل طاعة و معصیة لاحول و لاقوة الا بالله العلی العظیم تدارک دیدم برای هر ترسی : خدایی جز الله نیست و برای هر هم و غمی: آنچه خدا خواهد... و برای هر نعمتی: همه ستایش مخصوص خداست و برای هر آسایشی: شکر خدا و برای هر حادثه عجیبی: منزه است خدا... و برای هر گناهی: استغفرالله و برای هر مصیبتی : از خداییم و به سوی او بازمی گردیم و برای هر تنگی سینه ای: خدا مرا کفایت است... و برای هر قضا و قدری: توکل بر خدا و برای هر دشمنی: پناه بر خدا... و برای هر عبادت و معصیتی : هیچ قدرت و نیرویی نیست مگر حول و قوه خدای بلند مرتبه .... چقدر این یک بند مناجات آروم می کنه آدمو تو خیلی از موقعیتا... لحظه ای از زندگی نیست که از خدا خالی باشه... همه چیز و همه چیز و همه چیز به ید قدرت خداست... حتی ... بگذریم هرچند اثرات خاصی داره خوندن این عبارات ده بار در روز اما یک بار خوندن معنیش هم خیلی موثره... کاش به اون چیزی که خدا برامون خواسته هرچند اثر کوتاهی های خودمون بوده راضی باشیم.... کاش باورمون شه حق نداریم برای آرامش خودمون زندگی کسی رو لگدمال کنیم... ولی اگر زندگی ما لگدمال خودخواهی کسی شد بدونیم خدایی هست که اقرب الی من حبل الورید... برگرفته از وبلاگ مجنون ولایت |+| نوشته شده توسط جامانده ای از قافله عشق در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387 و ساعت 22:29 |
به مناسبت 19 دی ماه دومین سالگرد شهدای عرفه و شروع ماه محرم
شهدا در قهقه مستانه شان و شادی وصولشان هرهر به ما می خندند ...
السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین (علیه السلام) السلام علیک یا قمر بنی هاشم یا ابالفضل العباس (علیه السلام) سلام بر یگانه علمدار با وفای حسین سلام بر تو ای عباس ای قمر العشیره سلام بر آن آقایی که با دیدن آب چنین با نفس خویش جهاد می کند که : قال یا نفس هونی ان الحسین معطشو هان ای جهاد کنندگان اکبر کجائید دستی بر آرید و ما قبرستان نشینان عادات سخیف را از این منجلاب بیرون کشید . حرم شما حرم حرق است و جز حق را بدان راهی نیست زمان چه زود می گذرد ناگهان چه زود دیر می شود و وقت رفتن دو سال پیش حاج احمد و یارانش در جمع ما عادات نشینان سخیف بودند و امروز در حرم حق نزد مولایشان حسین و عباس همانانی که عمری به آنان اقتدا نمودند و اسوه شان بود عند ربهم یرزقون اند و در قهقهه مستانه شان و در شادی وصولشان هرهر به ما می خندند ... آری خنده هم دارد ماهایی که هنوز باورد نداریم این دنیا نیم ساعت بیشتر نیست این سرگذشت من و توست بخوانید : مامانش بهش گفته نيم ساعته ميري كارايي كه گفتم انجام ميدي و برميگردي فقط نيم ساعته ها اومد بيرون ديد دوستاش جمعن دارن بازي ميكنن رفت باهاشون بازي كرد . شد پادشاه ، دستور داد ، زور گفت ، كلي تاج و تخت و كاخ واسه خودش درست كرد يكي شد ظالم يكي شد مظلوم يكي كشت يكي كشته شد يكي جز خودش هيشكيو نديد اينقدر به خودش رسيد كه شد ملكه زيبايي يكي گرفتار صداي قشنگش شد و كشت خودشو از بس خوند و چهچه زد يكي شد رئيس يكي وزير يكي گدا يكي شد مسئول و اينقدر قشنگ مسئوليتش رو انجام داد كه آخرش شهيد شد يكي گدا بود مسئول شد جوگير شد با اسم شهدا كاخ ساخت ، با خون شهدا، شهادت و شهيد و خونواده شهيد رو نابود كرد يه عالمه هم سياهي لشكر كه خودشون هم نميدونن چيكار دارن ميكنن يه روز ظالمن يه روز مظلوم . مثل حيووناي ضعيف هر جا شير ديدن سر خم كردن كه نوكرتيم حالا مهم نيست كه اين شير داره پدرشون رو در مياره تيكه تيكشون ميكنه يا داره خوب فرمانروايي ميكنه.. هر روز يه جورن هر روز يه تيپن هر روز يه حرف ميزنن بالاخره نيم ساعت همشون تموم شد . دست خالي برگشتن . از عهده كاري كه گردنشون بود برنيومدن اون روز الست خدا گفت نيم ساعت ميفرستمت بيرون كاري كه گفتم انجام بدي ها سرگرم بازي نشي ها همش بازيه گول نخوري ها
التماس دعا |+| نوشته شده توسط جامانده ای از قافله عشق در سه شنبه هجدهم دی 1386 و ساعت 23:9 |
نظرات شما
سلام سردار چند شبی هست که میام پیشت
پیش حاج حسین پیش ردانی پیش همتون می دونین که چشم براهم تورو خدا رومو زمین نگذارین سردار خودت می دونی هزار جا برای خدمت هست چرا اینجا من تسلیم خدام همین شما پیش خدا وساطت کنین چشم براهتونم چشم انتظارم نگذارین منتظرم نویسنده : خواب دم صبح (الی) |+| نوشته شده توسط جامانده ای از قافله عشق در یکشنبه شانزدهم دی 1386 و ساعت 15:24 |
زبون حال اونایی که کربلا رفتن
بسم رب الحسین علیه السلام تو آخرش منو میکشیا تو بد جور منو خونه خراب خودت کردی گفتن دوری و دوستی نگفتن این قدر طول بکشه گفتن کربلا نگفتن آدمو دیوونه می کنی تو که ما رو خونه خراب کردی گفتی هر کی بیاد کربلا دلش آروم میشه نگفتی هر کی بیاد در به رد میشه نگفتی هر کی بیاد رُسشو می کِشی گفتم کربلا میام اونی میشم که تو خواستی نشد نشد هر کاری کردم نشد گفتم کربلا میام اونی میشم که تو گفتی نشد گفتم کربلا میام دلمو فقط می دم به آقام نشد گفتم کربلا میام دلمو گره می زنم به شش گوششومیرم خودم که اومدم هیچی دلمو کندم و آوردم کاشکی قلمم میشکست و اینجوری نمیومدم تا ندیده بودم می گفتم ندیدم دلم خوشه یه روز می بینم آدم میشم نشد هر کاری کردم نشد قرار نبود دوری ما اینقدر طول بکشه مگه نگفتی هر کی زیر قبه ات دعا کنه دعاشو مستجاب می کنی؟ مگه ما نگفتیم ما رو یادت نره؟ عباس به تو بگم ؟ حسین علیه السلام ... حسین علیه السلام ... حسین علیه السلام ... حسین علیه السلام
|+| نوشته شده توسط جامانده ای از قافله عشق در پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385 و ساعت 22:47 |
پاره های دل شما
با عرض معذرت از اینکه دیر آپ میکنم. از اینکه تعداد خاصی از نظرات رو گذاشتم باز هم پوزش می خوام ... به هر حال التماس دعا آشنای غریب : روز اول که سپردند به استاد مرا
مهدی سلام بر مهدي و سلام برشما دوستدار مهدي . سعید : زنده نگه داشتن یاد شهدا از شهادت کمتر نیست. رهبر انقلاب دیدبان: با سلام با سلام
|+| نوشته شده توسط جامانده ای از قافله عشق در چهارشنبه سوم آبان 1385 و ساعت 16:50 |
لخته های دل من (لطفا به سبک شهید آوینی بخوانید)
به نام یگانه معبود عالم هستی چندی است واژه ها را تک تک فراموش می کنم . امروز شهید فردا شهادت پس فردا ارزش و در روزهای آتی این نیم ساعت ، خودم را چرا ؟ به راستی از چه رو اینگونه است ؟ ما کسانی بوده ایم و هستیم که از جنگ هیچ ندیده ایم و نشنیده ایم جز صدایی و از ایثارهایش هیچ ندیده ایم جز شنیده هایی ولی اگردر آن لحظات پیکار با نفس که آن را جهاد اکبر می خوانند آنجا نبودیم و ندیدیم امروز اما امروز در این شهر حاصل دسترنجشان را می خوریم و هیچ غممان نیست. اگر آن روز نبودیم که ببینم چگونه شهوت شهادت را خشک می کنند اما امروز می بینیم چگونه شهد بی بند وباری در کام های جوانانمان فرو می رود . اگر آن روز نبودیم ببینیم چگونه جام زهر را به کام پیر خمین کردند امروز با عیون خود نظاره گر علق هایی هستیم که در قلوب علی زمانه نقش بسته اند . آنها که بار ده سال انقلاب و هشت سال جنگ و هشت ها سال ( که کوچکتر از آنست که وصف شود ) را بر گرده صبر و قناعت و تقوا و عشق خویش کشیدند و لاجرم مهر سکوت بر دهان خود زدند و به نخلستان های غربت حق پناه آوردند و راز های دل خویش را در چاه هایی که هیچ وقت حفر نشدند زمزمه کردند و در گوشه ای پوسیدند تا به ابدیت پیوندند ، کجایند ؟ ما را چه شده است که به دنبال شعار کجیاند مردان بی ادعا ؟ به یکباره اذهانمان فقط و فقط به سوی هشت سال صفا و صمیمیت سوق می رود ؟ مگر جز این است که مردان بی ادعا در این زمانه کثیرند و یابندگانشان قلیل؟ بر ما چه رفته است که دیگر ذکر شهید و شهادت تخصیص یافتگان مجالس ریا شده اند و دگر هیچ . مزار آنان را به بهانه گسترش دادن و مبدل ساختن به مراکز فرهنگی ویران کرده اند و حتی بر سر تربتشان نامی از آنان باقی نمانده است . اما این تمام حقیقت نیست . بشریت همیشه از حقیقت گریزان بوده و هیچگاه آن را چون به مزاقش همچون هندوانه ابوجهل می آمده نمی پذیرفته و کم بودند آن هایی که با جان و دل پذیرای وجود آن باشند و هر که هم بود آن یگانه معبود هستی او را به لقای خویش برگزید و بر می گزیند . آن لخته های دل سید شهیدان اهل قلم فی اذین ام طنین انداز می شود که : آری پندار ما اینست که ما مانده ایم و شهدا رفته اند اما حقیقت آنست که زمان ما را با خود برده است و شهدا مانده اند . آری زمان ما را با خودش به ناکجاآباد می برد و امروز نظاره گر آنم که به جای تجلی یاد و نام شهید بر کوچه سار های شهرمان نام دخترکان و اسامی و القاب روشنفکر مآبانه را می گذارند(به بهانه وجود نسلی نو) . آری این نسل دگر حتی از ایثارهای آن بخون غلتیدگان تاریخ ابدیت نامی را هم نمی بیند مگر در کتابخانه ها و آن هم در قسمت مرجع . مگر "شهید محمدصادق دشتی" از " آرزو" چه کم دارد ؟ مگر "شهید حق پرست" از "نیلوفر" چه کم دارد ؟ مگر "شهید حبشی" از "یاسمن" چه کم دارد ؟ مگر ؟؟؟؟ اما و اینک تو ای شهید " ای آنکه بر کرانه ازلی و ابدی وجود بربنشسته ای ، دستی بر آر و ما قبرستان نشینان عادات سخیف را از این منجلاب بیرون بکش " ترسم این است که ما قبیله عادات نتوانیم حقشان را ادا کنیم و مدیون این شقایق های آتش گرفته بمانیم و بلبلی دیگر نتواند در وصفمان شعر شهادت بسراید . |+| نوشته شده توسط جامانده ای از قافله عشق در سه شنبه چهاردهم شهریور 1385 و ساعت 13:48 |
شهدا در قهقه مستانه شان و شادی وصولشان هرهر به ما می خندند ...
شهدا در قهقه مستانه شان و شادی وصولشان هرهر به ما می خندند ...
السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین (علیه السلام) السلام علیک یا قمر بنی هاشم یا ابالفضل العباس (علیه السلام) سلام بر یگانه علمدار با وفای حسین سلام بر تو ای عباس ای قمر العشیره سلام بر آن آقایی که با دیدن آب چنین با نفس خویش جهاد می کند که : قال یا نفس هونی ان الحسین معطشو هان ای جهاد کنندگان اکبر کجائید دستی بر آرید و ما قبرستان نشینان عادات سخیف را از این منجلاب بیرون کشید . حرم شما حرم حرق است و جز حق را بدان راهی نیست زمان چه زود می گذرد ناگهان چه زود دیر می شود و وقت رفتن یک سال پیش حاج احمد و یارانش در جمع ما عادات نشینان سخیف بودند و امروز در حرم حق نزد مولایشان حسین و عباس همانانی که عمری به آنان اقتدا نمودند و اسوه شان بود عند ربهم یرزقون اند و در قهقهه مستانه شان و در شادی وصولشان هرهر به ما می خندند ... آری خنده هم دارد ماهایی که هنوز باورد نداریم این دنیا نیم ساعت بیشتر نیست این سرگذشت من و توست بخوانید : مامانش بهش گفته نيم ساعته ميري كارايي كه گفتم انجام ميدي و برميگردي فقط نيم ساعته ها اومد بيرون ديد دوستاش جمعن دارن بازي ميكنن رفت باهاشون بازي كرد . شد پادشاه ، دستور داد ، زور گفت ، كلي تاج و تخت و كاخ واسه خودش درست كرد يكي شد ظالم يكي شد مظلوم يكي كشت يكي كشته شد يكي جز خودش هيشكيو نديد اينقدر به خودش رسيد كه شد ملكه زيبايي يكي گرفتار صداي قشنگش شد و كشت خودشو از بس خوند و چهچه زد يكي شد رئيس يكي وزير يكي گدا يكي شد مسئول و اينقدر قشنگ مسئوليتش رو انجام داد كه آخرش شهيد شد يكي گدا بود مسئول شد جوگير شد با اسم شهدا كاخ ساخت ، با خون شهدا، شهادت و شهيد و خونواده شهيد رو نابود كرد يه عالمه هم سياهي لشكر كه خودشون هم نميدونن چيكار دارن ميكنن يه روز ظالمن يه روز مظلوم . مثل حيووناي ضعيف هر جا شير ديدن سر خم كردن كه نوكرتيم حالا مهم نيست كه اين شير داره پدرشون رو در مياره تيكه تيكشون ميكنه يا داره خوب فرمانروايي ميكنه.. هر روز يه جورن هر روز يه تيپن هر روز يه حرف ميزنن بالاخره نيم ساعت همشون تموم شد . دست خالي برگشتن . از عهده كاري كه گردنشون بود برنيومدن اون روز الست خدا گفت نيم ساعت ميفرستمت بيرون كاري كه گفتم انجام بدي ها سرگرم بازي نشي ها همش بازيه گول نخوري ها
آری همه این دنیا بازیچه ای بیش نیست . هفته پاسدار بر تمامی سبزپوشان حریم ولایت علوی مبارک باد . روز جانباز را بر تمامی جانبازانی که آرزویشان شهادت است تا زودتر به جمع یارانشان بپیوندند تبریک می گوئیم .
|+| نوشته شده توسط جامانده ای از قافله عشق در سه شنبه هفتم شهریور 1385 و ساعت 10:20 |
کاظمي آن يادگار جبهه ها
نوروز اکبری زادگان اصفهان دانشکده افسری سپاه کاظمي آن يادگار جبهه ها
|+| نوشته شده توسط جامانده ای از قافله عشق در یکشنبه نهم بهمن 1384 و ساعت 12:47 |
|
درباره وبلاگ
![]() نام:احمد
شهرت : کاظمی تاريخ تولد : 2 مرداد 1337 تاريخ شهادت : 19 دي 1384 محل شهادت : اروميه نحوه شهادت : سانحه هوايي مسئوليت : فرمانده نيروي زميني سپاه منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
آبان 1388مهر 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 مرداد 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آبان 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 خرداد 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آرشيو موضوعی
تصاويرخاطرات فايل هاي دريافتني اخبار متفرقه دل نوشته ها پيوندهای روزانه
پلاک 8وب سایت شهید کاظمی اشهداان لااله الا الله آرشيو پیوندها یاران ناب
رقعهپلاک فوران یا حنان طاماتیان بی معرفت بچه شهید نسل سوم حرف حساب "مجنون ولایت" مسعود ده نمکی سایت خبری قاصدک .:: حاج احمد کاظمی ::. شبکه مذهبی در انتظار یار سایت علمی دانشجویان ایران یا فاطمه من عقده دل وا نکردم سرلشکر شهیدحاج احمد کاظمی سنگ فرش خیال حاج سعید حدادیان موج مرده با یک کلیک به کربلا برویم با یک کلیک به نجف برویم دیوانه دل قافله شهدا نسیم یاد معبود در کویرستان جان حجاب قلم پرس پوتين خاكي دریای خون تظاهرات درونی سایت خبری نخلستان لاله هاي آسماني قالب های حرفه ای وبلاگ ابزار وب فارسی امکانات
|
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar |