تبليغاتX

سردار شهید حاج احمد کاظمی
خانه | انبار مهمات | بی سیم چی
چشم‏هايش پُرِ از اشك شد...

دو هفته پيش شهيد كاظمى پيش من آمد و گفت از شما دو درخواست دارم: يكى اين‏كه دعا كنيد من روسفيد بشوم، دوم اين‏كه دعا كنيد من شهيد بشوم. گفتم شماها واقعاً حيف است بميريد؛ شماها كه اين روزگارهاى مهم را گذرانديد، نبايد بميريد؛ شماها همه‏تان بايد شهيد شويد؛ وليكن حالا زود است و هنوز كشور و نظام به شما احتياج دارد....


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط جامانده ای از قافله عشق در دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387 و ساعت 21:26 | 
عكس شهيد كاظمي

كليد واژه: عكس ، شهيد ، احمد ، كاظمي ،
|+| نوشته شده توسط جامانده ای از قافله عشق در پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387 و ساعت 20:25 | 
گزارش تصويري بزرگداشت شهداي عرفه در تالار وزارت كشور


عكس ها را در همين اندازه ذخيره كنيد . اندازه ان ها عمدتا 500 * 400 مي باشد .

|+| نوشته شده توسط جامانده ای از قافله عشق در سه شنبه نوزدهم آذر 1387 و ساعت 11:28 | 
بسيجى بى‌ترمز
شنيده‌ايد در جنگ مى‌گفتند بسيجى بى‌ترمز است، اين يك معنا و حرف ديگرى داشت؛ اينها خوب عاشق شهادت بودند و پا بر زمين مى‌كوبيدند. همين شهيد عزيزمان، احمد كاظمى را من در جبهه ديده بودم؛ آن‌چنان اقتدارى داشت كه اشاره مى‌كرد، بسيجى‌ها حرفش را گوش مى‌كردند. اين‌طور نيست كه بسيجى كه عاشق است، مجاز باشد برخلاف امر فرمانده و برخلاف انضباط سازمانى و انضباط عملى در محيط زندگى، يك حركت بى‌انضباطى انجام بدهد؛ به‌خصوص كه دانشجو و شما دانشجوها. ما براى شماها خيلى قيمت قائليم.
مقام معظم رهبري (مدظله العالي)


|+| نوشته شده توسط جامانده ای از قافله عشق در دوشنبه هجدهم آذر 1387 و ساعت 0:20 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar