کاروان عاشقان حسینی زائران خمینی
چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387
سلام به همگی
کاوران امسال با بهترین خاطرات ، بهترین صحنه ها ، بهترین حماسه ها تموم شد
به جز عشق صفا محبت صمیمیت شور عاشقی دلداگی چیزی دیگه ای نمی تونستی ببینی
وقتی ساعت 2 بعد از ظهر توی اوج گرما می دیدی این بچه ها دارن می دوند یک لحظه به فکر فرو می رفتی که اینا واسه چی دارن می دوند اما جوابی جز تقرب به درگاه خداوند سبحان و عشق به امام و آرمان هاش ، نداشت .
الله اکبر به این همه شور
الله اکبر به این همه صفا
1000 جوون از سراسر کشور جمع شده بودند تا بصورت دوی امدادی در سخت ترین شرایط با عبور از شش استان اصفهان - چهارمحال و بختیاری - مرکزی - همدان - قزوین و تهران به دشمنای اسلام و انقلاب ثابت کنند که هنوز هستند
به خانواده های شهدا بگن که اگه بچه شما رفت ما هنوز هستیم و راهشون رو ادامه می دیم
مادر شهیدی خواب دیده بود که حضرت امام (ره) برگه هایی رو تقسیم می کنه و میگه اینا برن خونه فلان شهید و اینا برن خونه فلان شهد ، پس بیخود نبود که تا اخرین لحظه اسم خانواده شهدا عوض می شد .
یا حسین ع
یا زهرا س
[ ]
+
یک مکالمه بیسیم تاریخی
پنجشنبه دوم خرداد 1387
به بهانه سوم خرداد سالروز آزادسازی خرمشهر قهرمان
این فایل صوتی مکالمه بیسیم بین شهید حاج احمد کاظمی و سردارغلامعلی رشید [که در آن زمان فرمانده قرارگاه فتح بودند] میباشد.
قضیه ازاین قرار است که همه منتظر شروع عمليات هستند.
حاج حسين خرازي پشت خاكريزی كه منتهی ميشه به خرمشهر همراه با تيپ امام حسین(ع) مستقر شده و منتظر هماهنگی و رسیدن بقیه نیروها هستش.
اما حاج احمد كاظمی با تيپ نجف زده به شهر و وارد خرمشهر شده و وقتی سردار غلامعلی رشيد با بيسيم باهاش تماس میگيره، حاج احمد اعلام میكنه كه وارد شهر شده و 6000 نفر هم اسير گرفته.
باور این موضوع برای سردار رشيد سخته ولی کاریست که شده.
اینجا حاج احمد كاظمی از پشت بیسیم اعلام میكنه كه خداوند خرمشهر را آزاد كرد.
یاد جملهای از شهید چمران افتادم:
"هنگامی که شیپور جنگ نواخته شود، شناختن مرد از نامرد آسان میشود."
راستی به نظر شما، امروز توی صحنه جنگ فرهنگی و میدان وسیع آن، مرد و نامرد را چطور میشه تشخیص داد؟!
.: دانلود این مکالمه بیسم.
[ ]
+