تبليغاتX

سردار شهید حاج احمد کاظمی
خانه | انبار مهمات | بی سیم چی
جرعه نوش مِي اَلَست

جرعه نوش مِي اَلَست

نفس نفس اگر از باد نشنوم بويت

زمان زمان چو گل از غم كنم گريبان چاك

خوب شد. يعني بهتر از اين نمي شد. براي مثل تويي مردن در بستر به ننگ مانندتر بود تا به مرگ. تو بايد پيش تر و در آن غوغاي هشت ساله مزد كرور، كرور خلوص پاكت را از حضرت جل و علا مي گرفتي و تا بيكران هاي عشق پرمي كشيدي و جرعه نوش مي الست از دست دلبر مي شدي و عرشي مي شدي و آسماني و كبريايي و بر ما زمينيان و بر جاي ماندگان رشك مي بردي ولي گويا تقدير الهي بر اين قرار گرفته بود تا چندي ديگر ملازم ركاب اسلام و انقلاب و ايران بماني و در كسوت فرمانده نيروي هوايي و زميني سپاه منشأ خدمات منحصر به فرد و به يادماندني شوي و در زلزله ويرانگر بم در نجات زلزله زدگان سر از پا نشناسي و يك صد ساعت بيدار بماني و خواب در مقابل چشمان هميشه بيدار تو سر تسليم فرود بياورد و فقط از هوش رفتن بتواند براي ساعاتي كوتاه تو را از تقلاي خدمت بي منت بازدارد. وقتي شنيدم كه تو در كمال گمنامي و تواضع ميدان دار اصلي امداد و نجات در چهار روز نخست زلزله بم بودي، هيچ تعجب نكردم چرا كه از سبيل اخلاص و جوانمردي و ايثار جز اين انتظاري نمي رفت و كسي چه مي داند كه تو در آن صد ساعت بيداري چه حالي داشتي و چه حالي كردي و چه كيفي مي كردي از اينكه حنجره ات از تك و تا افتاده بود و حريف عزم جزم تو نمي شد و كم مي آورد و من چه غبطه ها كه نخوردم به حال و روز تو. و اينكه مي ديدم تو چقدر از فرش كنده اي و درحال عرشي شدن هستي. راستي را كه تو خستگي را خسته كرده بودي!

وقتي ديروز از سعيد ـ يادگار تو ـ شنيدم كه شب قبل از پركشيدنت تجديد ديداري داشتي با ياد رفقاي رفته مان ناخودآگاه به ياد حرف هايت در حلقه دوستان و همرزمان در نيمه ماه مبارك رمضان افتادم و حس و حال عجيب تو كه بوي رفتن و كندن و پر كشيدن مي داد. آن شب وقتي تو از باكري مي گفتي و چگونگي شهادتش، رنگ و بوي شهيد گرفته بودي و اين نه برداشت فردي من كه وردزبان همه رفقا بود و براي همه ما مسلم شده بود كه ديري نخواهد پاييد كه ما از فيض حضور تو محروم مي شويم و تو به آرزوي ديرينه ات نائل مي شوي و قدم به محفل انس ياران آسماني ات مي گذاري. تمامي گل هاي اين دسته گل از قبيله شقايق ها بودند كه در فصل لبيك با معرفت به رفيق اعلي پيوستند.

طوبي لهم و حسن مآب

«دکتر محمد باقر قالیباف»

|+| نوشته شده توسط جامانده ای از قافله عشق در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387 و ساعت 8:22 | 
پایان سخن پایان من است، تو انتها نداری

پایان سخن پایان من است، تو انتها نداری

با تبریک و تسلیت شهادت یکی از یاران صدیق امام راحل (ره) و مقام معظم رهبری و یکی از یاران بزرگ انقلاب اسلامی یعنی سردار بزرگوار و رشید اسلام شهید سرلشکر پاسدار حاج احمد کاظمی. باید عرض کنم که اگر ما خصوصیات ایشان را می خواهیم بیان کنیم باید 2 نکته را در این مورد در نظر بگیریم، اولاً اینکه آنچه که می گوئیم حق مطلب وشخصیت ایشان است.

یک شعر زیبایی را آقای موسوی گرمارودی در مورد امام حسین(ع) دارند، ایشان می گوید: «پایان سخن پایان من است، تو انتها نداری». خب البته این شعر در سطح امام(ع) است، در سطح انسانهای بزرگ هم همینطور، آنچه که می گوئیم در سطح خودمان است نه در حد و شأن این عزیزان و بزرگواران.

نکته دوم اینکه باید توجه کنیم اصلاً ما برای چه چیزی این مطالب را بیان می کنیم، می خواهیم از ایشان تجلیل کنیم، خب تجلیل از ایشان که توسط حضرت حق انجام می شود. اصلاً دنیا با تمام ظرفیتش نمی تواند ذره ای از زحمات آنها را جبران بکند، پس هدفمان چیست؟ هدفمان الگو برداری و الگو گیری از اینطور افراد است. برای اینکه تهاجم فرهنگی دشمن امروز به دنبال جوانان ما و نسل ما است، ما باید بزرگانمان را به جوانان معرفی کنیم و نشان بدهیم که ما بهترین الگوها را در زمان خودمان داریم. جوانها و نوجوانهایی مثل خودشان آمدند در این صحنه ها، رشد کردند و به این حد از شأن و شخصیت رسیدند...

برای مشاهده متن کامل بر روی نوشته شده در ساعت .. کلیک کنید

سردار کلیشادی


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط جامانده ای از قافله عشق در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387 و ساعت 7:15 | 
دُرّ غلطان سپاه

دُرّ غلطان سپاه

بي‌شك احمد كاظمی را بايد يكی از برجسته‌ترين و مقتدرترين فرماندهان دوران دفاع‌مقدس دانست كه از آغاز جوانی تمام وجود خود را وقف حضور در جبهه‌های مختلف نبرد در جنگ‌تحميلی نمود. او در اكثر عمليات‌های مهم براي بيرون راندن دشمن از خاك‌كشور عزيز حضوری فعال و تاثيرگذار داشت و هيچ عملياتی نيست كه نام او را در حماسه‌های بی‌نظير خود در بر نداشته باشد.

او يكي از تاكتيكي‌ترين فرماندهان سپاه‌پاسداران‌انقلاب‌اسلامي بود كه برنامه‌ريزان عمليات‌هاي مختلف با اتكا به هوش و توان اجرايی امثال او مي‌توانستند سخت‌ترين و پيچيده‌ترين طرحها را براي نبرد با دشمن ارائه دهند و مطمئن باشند كه يگان‌هاي سازمان يافته از انسانهاي باايمان، پرانگيزه و شجاع آن طرحها را به طور كامل به اجرا درمي‌آورند. احمد كاظمي توانست در پيرامون خود انسانهاي بزرگي را جمع و تحت نام «تيپ 8 نجف اشرف» سازماندهي نمايد و در اثناء جنگ استعداد آن را به لشكر ارتقاء دهد و يكي از مانوري‌ترين يگان‌هاي پرقدرت دوران دفاع‌مقدس را تشكيل دهد. سردار كاظمي براي تجهيز اين لشكر خط‌شكن بخش عمده‌اي از جنگ‌افزارهاي مورد نياز خود را در نبردهاي مختلف از دشمن به غنيمت گرفت و يكي از افرادي بود كه بيشترين سلاح را با غنيمت از دشمن در يگان خود بكار مي‌گرفت...


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط جامانده ای از قافله عشق در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387 و ساعت 7:13 | 
سخنرانی حاج احمد کاظمی قبل از عملیات قادر

سخنرانی حاج احمد کاظمی قبل از عملیات قادر

هر کس که رفت جزء یاران امام حسین(ع) شد، سلام بقیه را به شهداء برسانند.

اشاره: این سخنرانی قبل از عملیات قادر، بعد از شهادت یاردیرین حاج احمد (مهدی باکری) صورت گرفته است. رزمندگان لشکر 8 با شعار همسنگر باکری همرزم لشکرت کو به استقبال سخنان فرماندشان رفتند. شایان ذکر است در طول سخنرانی رزمندگان اسلام بشدت گریه می کنند تا جایی که خود حاجی هم نمی تواند اشکهایش را از دید نیروهایش پنهان کند.

با همه این اوصاف سخنرانی را می خوانیم:

برادران عزیز، رزمندگان، ای عزیزان، سربازان آقا امام زمان(عج)، یاران امام حسین(ع)، یاران پیامبر اسلام(ص) اگر با چشم دل بنگریم، اگر خوب تماشا کنیم، اگر خاطرات اردوگاههای پیامبر اسلام، اگر خاطرات اردوگاههای امام علی (ع) اگر خاطرات یاران امام حسین(ع) را به خاطر بیاوریم، این صحنه ها، همان صحنه اردوگاههای امام حسین(ع) است...

برای مشاهده متن کامل بر روی نوشته شده در ساعت .. کلیک کنید


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط جامانده ای از قافله عشق در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387 و ساعت 19:39 | 
فرمانده فکور

فرمانده فکورشهید کاظمی

«برخی از مومنان بزرگ، بزرگ مردانی هستند که به عهد و پیمانی که با خدا بستند کاملا وفا کردند و بر آن عهد و پیمان ایستادگی کردند تا در راه خدا استقامت ور زند، برخی از آنان به شهادت رسیدند و برخی به انتظار فیض شهادت مقاومت کردند و عهد و پیمان خود را تغییر ندادند.»

مردم مومن و انقلابی نجف آباد، در آستانه عید قربان که درس فداکاری و جهاد در راه خدا را به انسان های مؤمن می دهد و پرشکوه ترین جلوه ایثار و عبودیت بندگان صالح خدا در برابر خالق جهان هستی است، فرزند شجاع و قهرمان شما و فرزند صالح امام بزرگوار مان، دلاور جبهه های غرب و جنوب، سرلشکر شهید احمد کاظمی فرمانده نیروی زمینی سپاه، سرتیپ پاسدار شهید غلامرضا یزدانی فرمانده توپخانه نیروی زمینی و سرتیپ پاسدار، شهید نبی الله شاهمرادی معروف به سردار حنیف که مسئول اطلاعات نیروی زمینی بود، قربانی درگاه خدا شدند وبه عزت و شرف شهادت نائل شدند. خانواده های محترم، جوانان برومند، علمای بزرگوار نجف آباد، مردم ولایت مدار نجف آباد، محور سخنرانی بنده، من پاسخگویی به این سوال است که این شهیدان که بودند وچه کردند. براستی شهیدان را شهیدان می شناسند. 23 هزار شهید اصفهان و شهیدان نجف آباد، فرمانده خودشان، شهید کاظمی را می شناسند که چه کسی بود و چه کرد...

برای مشاهده متن کامل بر روی نوشته شده در ساعت .. کلیک کنید


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط جامانده ای از قافله عشق در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387 و ساعت 19:4 | 
سال نوآوری و شکوفایی گرامی باد

سال نوآوری و شکوفایی مبارک باد

 هفت سین

حاج احمد سال نو مبارک

هرچند سه ساله که سال نو شما هم یه جور دیگه شده و اونجا با دوستات عشق میکنی

به همشون سلام برسون

التماس دعا

|+| نوشته شده توسط جامانده ای از قافله عشق در پنجشنبه یکم فروردین 1387 و ساعت 11:11 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar