| خانه | انبار مهمات | بی سیم چی |
|
حاج احمد و عزاداری حضرت اباعبدالله علیه السلام
حاجی هواسش به همه چیز بود،از محتوای سخنرانی و مداحی ها و نماز جماعتهای ظهر عاشورا و تاسوعا گرفته ، تا گذاشتن چند نفر مامور جهت جفت کردن کفشهای عزاداران وگرفتن اسفند دم درب و دقت در توزیع صبحانه و غذای ظهر عاشورای و تاسوعا که به بهترین نحو ممکن صورت پذیرند.
برگزاری هیات و مراسم عزاداری در دهه اول محرم برایش ازاهم واجبات به شمار می آمد و خدایی سنگ تمام می گذاشت،اماکیفیت اجراء آن برایش خیلی مهم تر بود. بطوری که می توان از هیات عاشقان ثارالله لشکر 8 نجف اشرف بعنوان یک الگوی نمونه عزاداری نام برد.
ازچند وقت قبل بزرگترها و معتمیدنش در لشکر را خبر می کرد ، چند تا بسیجی و یکی دو تاپیر غلام امام حسین (ع) سپس تقسیم کار می کرد، حاج حسین،حاج عباس ، سید ناصر،حاج فاضل،حاج رضا ،حاج غلامعلیُ، حاج آقا جنتیان ، برادر احمد پور و بسیجی هرکدام بر اساس تخصص وتوان مسئولیتی را به عهده می گرفتند، آنها هم که حاجی را خوب می شناختند در عین حال اخلاص و صبر اما جدی ، منظم و ریز بین.
اول کار تذکرات را می داد، سخنران و تک تک موضوعات و مطالب قابل بحث برایش خیلی مهم بود ومی گفت انقلاب ما برگرفته از قیام امام حسین علیه السلام وهمین مراسمات بود و تداوم آنهم منوط به آن است پس باید محتوی این مراسمها قوی باشد، احترام به عزاداران از بزرگترها گرفته تا اطفال وحتی همسایگان مسیحی نیز از توصیه های ویژه اش بود ، تداخل نداشتن برنامه ها با ساعات کاری و تعطیل نشدن امور اداری لشکر را هم تاکید می کرد، مهمتر از همه برگزاری نماز جماعت ظهرعاشوری و تاسوعا توسط هیاتهای مذهبی در تکیه و خیابانهای اطراف بود که آن روزها هم مثل امروزه تاکید نمی شد، بحث عزت و احترام در پذیرایی ها از مردم بخصوص اطفال و خواهران را نیز مد نظر داشت،حتی نگران سربازها هم بودضمن اینکه تاکید می کرد مواظب باشید هیچگونه اسرافی نشود.
معمولا خودش دم درب می ایستاد وهمه چیر را با دقت و با کمال آرامش کنترل می کرد البته مدیریتش هم اینگونه بود که همه می دانستند کارشان را باید به نحو احسن انجام دهند و نیازی به تذکر مجدد نبود و کمتر مراجعه ای به ایشان می شد، و یا می دیدی آخر مجلس نشسته است، یاد گریه هایش بخیر که همیشه چنان شانه هایش می لرزید که آدم یادش به گریه های حضرت امام (ره) می افتاد.در نمازهاهم اینگونه بود دیگر سردار کاظمی نبود مثل یک مادر فرزند از دست داده یا زهرا یا زهرا می گفت.حاجی ارادت ویژه ای به بی بی داشتند.
هواسش به توزیع صبحانه هر روز و غذای روزهای عاشورا وتا سوعا بود،فکر کنم او هم مثل من خاطرات خوبی در کودکی از توزیع غذای امام حسین(ع) نداشت یادم نمی رود با اینکه بسیار دوست داشتم به دلیل برخورد بد بزرگترها خجالت می کشیدم ازغذای امام حسین (ع) بخورم.اما در این مجلس اینگونه نبود حاجی مثل بابای همه مراقب همه بود مخصوصا کوچکترها ، پیرمردها، همسایگان، خواهران و سربازان ، همه با عزت می نشستند وخادمین غذا را پخش می کردند.خودش هم این دو روز با پای برهنه ولباسهای خاکی این طرف و اون طرف می دوید و نظارت می کرد او خادم واقعی آقا بود.آخه این دو روز هیاتهای مذهبی از سراسر اصفهان در خیمه عزاداری حضرت امام حسین (ع) درلشکر 8 نجف اشرف شرکت می کردند و به نوبت ونظم خاص عزاداری می کردند.حاجی می گفت ما سپاهیا ورزمنده ها باید با برگزاری این مراسمات ضمن انتقال پیام این حماسه ، زیبای ها را نشان داده و آفتهایی که بعضا در این گونه مراسمات می باشد را از بین ببریم، وتمام امکانات می بایستی در هرچه بهتر و با شکوه برگزار شدن این مراسم بکار گرفته شود.واین بود که یک سال نشده هیات در کل استان مطرح شد و سالهای بعد جمعیت زیادی شرکت می کردند و از هر کس سئوال می کردی بعنوان یک هیات الگو هم از حیث معنوی و هم محتوایی و هم ظاهری یاد می کرد.حاجی همین رویه را نیز در نیروی هوایی ادامه داد وحسینیه حضرت فاطمه زهرا(س) هم یادگاری است ازآن مرد بزرگ که در کنار 5 شهید گمنام بنا کرد.وشنیده ام گفته بود میخواهم در تمام کشور هیاتهای مذهبی اینگونه برپا کنم. با تشکر از http://www.hajahmad.blogfa.com/ |+| نوشته شده توسط جامانده ای از قافله عشق در چهارشنبه بیست و ششم دی 1386 و ساعت 18:12 |
19 دی به روایت دوربین "" ببار ای بارون ببار ..""
|+| نوشته شده توسط جامانده ای از قافله عشق در چهارشنبه نوزدهم دی 1386 و ساعت 0:6 |
به مناسبت 19 دی ماه دومین سالگرد شهدای عرفه و شروع ماه محرم
شهدا در قهقه مستانه شان و شادی وصولشان هرهر به ما می خندند ...
السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین (علیه السلام) السلام علیک یا قمر بنی هاشم یا ابالفضل العباس (علیه السلام) سلام بر یگانه علمدار با وفای حسین سلام بر تو ای عباس ای قمر العشیره سلام بر آن آقایی که با دیدن آب چنین با نفس خویش جهاد می کند که : قال یا نفس هونی ان الحسین معطشو هان ای جهاد کنندگان اکبر کجائید دستی بر آرید و ما قبرستان نشینان عادات سخیف را از این منجلاب بیرون کشید . حرم شما حرم حرق است و جز حق را بدان راهی نیست زمان چه زود می گذرد ناگهان چه زود دیر می شود و وقت رفتن دو سال پیش حاج احمد و یارانش در جمع ما عادات نشینان سخیف بودند و امروز در حرم حق نزد مولایشان حسین و عباس همانانی که عمری به آنان اقتدا نمودند و اسوه شان بود عند ربهم یرزقون اند و در قهقهه مستانه شان و در شادی وصولشان هرهر به ما می خندند ... آری خنده هم دارد ماهایی که هنوز باورد نداریم این دنیا نیم ساعت بیشتر نیست این سرگذشت من و توست بخوانید : مامانش بهش گفته نيم ساعته ميري كارايي كه گفتم انجام ميدي و برميگردي فقط نيم ساعته ها اومد بيرون ديد دوستاش جمعن دارن بازي ميكنن رفت باهاشون بازي كرد . شد پادشاه ، دستور داد ، زور گفت ، كلي تاج و تخت و كاخ واسه خودش درست كرد يكي شد ظالم يكي شد مظلوم يكي كشت يكي كشته شد يكي جز خودش هيشكيو نديد اينقدر به خودش رسيد كه شد ملكه زيبايي يكي گرفتار صداي قشنگش شد و كشت خودشو از بس خوند و چهچه زد يكي شد رئيس يكي وزير يكي گدا يكي شد مسئول و اينقدر قشنگ مسئوليتش رو انجام داد كه آخرش شهيد شد يكي گدا بود مسئول شد جوگير شد با اسم شهدا كاخ ساخت ، با خون شهدا، شهادت و شهيد و خونواده شهيد رو نابود كرد يه عالمه هم سياهي لشكر كه خودشون هم نميدونن چيكار دارن ميكنن يه روز ظالمن يه روز مظلوم . مثل حيووناي ضعيف هر جا شير ديدن سر خم كردن كه نوكرتيم حالا مهم نيست كه اين شير داره پدرشون رو در مياره تيكه تيكشون ميكنه يا داره خوب فرمانروايي ميكنه.. هر روز يه جورن هر روز يه تيپن هر روز يه حرف ميزنن بالاخره نيم ساعت همشون تموم شد . دست خالي برگشتن . از عهده كاري كه گردنشون بود برنيومدن اون روز الست خدا گفت نيم ساعت ميفرستمت بيرون كاري كه گفتم انجام بدي ها سرگرم بازي نشي ها همش بازيه گول نخوري ها
التماس دعا |+| نوشته شده توسط جامانده ای از قافله عشق در سه شنبه هجدهم دی 1386 و ساعت 23:9 |
نظرات شما
سلام سردار چند شبی هست که میام پیشت
پیش حاج حسین پیش ردانی پیش همتون می دونین که چشم براهم تورو خدا رومو زمین نگذارین سردار خودت می دونی هزار جا برای خدمت هست چرا اینجا من تسلیم خدام همین شما پیش خدا وساطت کنین چشم براهتونم چشم انتظارم نگذارین منتظرم نویسنده : خواب دم صبح (الی) |+| نوشته شده توسط جامانده ای از قافله عشق در یکشنبه شانزدهم دی 1386 و ساعت 15:24 |
علت عدم مشاهده بعضی از تصاویر
با سلام متاسفانه برخی از تصاویر لینک شده در وبلاگ به علت جابجایی از سایت منبع نمایش داده نمی شود . تقریبا امری طبیعی است چون از دو سال ژیش تا کنون قطعا برخی از سایت های مرتبط با ما اقدام به اصلاح و مرتب نمودن فضای خود کرده اند . سعی می کنیم برطرف بشود . التماس دعا
|+| نوشته شده توسط جامانده ای از قافله عشق در شنبه پانزدهم دی 1386 و ساعت 23:59 |
به مناسبت 19 دی ماه دومین سالگرد شهدای عرفه
|+| نوشته شده توسط جامانده ای از قافله عشق در چهارشنبه دوازدهم دی 1386 و ساعت 19:2 |
توضیحات در خصوص وبلاگ شهید کاظمی
با سلام خدمت تمامی محبان شهدا به ویژه شهدای عزیز عرفه
۱- لوگوی وبلاگ تغییر یافته است . جهت کامل شدن آن اندکی تأمل نمائید . لوگوی فوق یک فایل فلش هست که دیدنش خالی از لطف نیست. که می توانید از اینجا دانلود کنید . جهت دیدن از فلش پلیر نیز می توانید استفاده کنید . ۲- جهت مراجعه به تصاویر این شهید بزرگوار به نوشته های پیشین وبلاگ مراجعه نمائید . تصاویر اربعین شهدای عرفه (مراسم اصفهان) در بهمن ۱۳۸۴ قرار گرفته است . ۳- جهت مطالعه مجموعه خاطرات به آرشیو ماه آذر ۸۶ مراجعه نمائید . ۴- بیشترین بازدید در ۱۰ دی ماه ۱۳۸۶ و ۵۹۷ نفر که بالاترین آمار بازدید در دو سال گذشته این وبلاگ هست . ۵- این وبلاگ در ۲۴ دی ماه وارد سومین سال فعالیت خویش می شود . ۶- منتظر نظرات شما هستیم . |+| نوشته شده توسط جامانده ای از قافله عشق در چهارشنبه دوازدهم دی 1386 و ساعت 15:10 |
یه تصویر زمینه از شهید آوینی
|+| نوشته شده توسط جامانده ای از قافله عشق در جمعه هفتم دی 1386 و ساعت 14:15 |
سومین تم سردار شهید حاج احمد کاظمی
|+| نوشته شده توسط جامانده ای از قافله عشق در چهارشنبه پنجم دی 1386 و ساعت 21:1 |
|
درباره وبلاگ
![]() نام:احمد
شهرت : کاظمی تاريخ تولد : 2 مرداد 1337 تاريخ شهادت : 19 دي 1384 محل شهادت : اروميه نحوه شهادت : سانحه هوايي مسئوليت : فرمانده نيروي زميني سپاه منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
مهر 1388اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 مرداد 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آبان 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 خرداد 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آرشيو موضوعی
تصاويرخاطرات فايل هاي دريافتني اخبار متفرقه دل نوشته ها پيوندهای روزانه
پلاک 8وب سایت شهید کاظمی اشهداان لااله الا الله آرشيو پیوندها یاران ناب
رقعهپلاک فوران یا حنان طاماتیان بی معرفت بچه شهید نسل سوم حرف حساب "مجنون ولایت" مسعود ده نمکی سایت خبری قاصدک .:: حاج احمد کاظمی ::. شبکه مذهبی در انتظار یار سایت علمی دانشجویان ایران یا فاطمه من عقده دل وا نکردم سرلشکر شهیدحاج احمد کاظمی سنگ فرش خیال حاج سعید حدادیان موج مرده با یک کلیک به کربلا برویم با یک کلیک به نجف برویم دیوانه دل قافله شهدا نسیم یاد معبود در کویرستان جان حجاب قلم پرس پوتين خاكي دریای خون تظاهرات درونی سایت خبری نخلستان قالب های حرفه ای وبلاگ ابزار وب فارسی امکانات
|
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar |