زبون حال اونایی که کربلا رفتن
پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385
بسم رب الحسین علیه السلام
تو آخرش منو میکشیا
تو بد جور منو خونه خراب خودت کردی
گفتن دوری و دوستی
نگفتن این قدر طول بکشه
گفتن کربلا
نگفتن آدمو دیوونه می کنی
تو که ما رو خونه خراب کردی
گفتی هر کی بیاد کربلا دلش آروم میشه
نگفتی هر کی بیاد در به رد میشه
نگفتی هر کی بیاد رُسشو می کِشی
گفتم کربلا میام اونی میشم که تو خواستی
نشد
نشد
هر کاری کردم نشد
گفتم کربلا میام
اونی میشم که تو گفتی
نشد
گفتم کربلا میام دلمو فقط می دم به آقام
نشد
گفتم کربلا میام
دلمو گره می زنم به شش گوششومیرم
خودم که اومدم هیچی
دلمو کندم و آوردم
کاشکی قلمم میشکست و اینجوری نمیومدم
تا ندیده بودم می گفتم ندیدم
دلم خوشه یه روز می بینم آدم میشم
نشد
هر کاری کردم
نشد
قرار نبود دوری ما اینقدر طول بکشه
مگه نگفتی هر کی زیر قبه ات دعا کنه دعاشو مستجاب می کنی؟
مگه ما نگفتیم ما رو یادت نره؟
عباس به تو بگم ؟
حسین علیه السلام ... حسین علیه السلام ... حسین علیه السلام ... حسین علیه السلام
[ ]
+

خواهيد به سوي دوست پرواز كنيد
يا زندگي دوباره آغاز كنيد
يك پنجره از اتاق تنهائيتان
هر صبح به سمت كربلا باز كنيد
خوش به حال حاج احمد و دوستاش .. امسال محرم صفا مي كنن ...
شادي روحشون ۳ صلوات
[ ]
+